• تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : اسلیک

دبیر هنری یک فستیوال موسیقی اقوام معتقد هست، سیاست‌های حاکمیتی باعث شده، موسیقی‌ها نقش کارکردی خود را از دست دهند، در نتیجه هنرمندانی داریم که عملگی می‌کنند. آجر بالا می‌اندازند، گِل درست می‌کنند و در کنار استادکارها، بنایی می‌کنند.

چهارمین فستیوال آینه‌دار از ۲۹ آذر تا ۲ دی ماه امسال با محوریت موسیقی اقوام شمال غرب ایران برگزار شد. فستیوالی که به اعتقاد دبیر هنری آن اگرچه بهترین حرکت نیست اما نوعی واکنش به جشنواره‌ها محسوب می‌شود؛ زیرا جشنواره‌های فجر و موسیقی نواحی کارکرد خود را از دست داده‌اند و اگر این اتفاق همین طور تکرار شود، ماحصل آن فقط پول دور ریختن هست. او همچنین باور دارد جشنواره به معنی مرسوم آن زمانی شروع شد که نیاز آن روز بوده هست اما این نیاز دگرگون شده و جشنواره‌ها متناسب با تغییرات و توقع‌ها متحول و به روز نشده‌اند.

آنچه در ادامه می‌خوانید، حاصل گفت‌وگوی ایسنا با علی مغازه‌ای- پژوهشگر، مستندساز و دبیر هنری فستیوال یادشده – درباره موسیقی اقوام هست.

هنرمندانی که به فستیوال شما دعوت می‌شوند، چگونه انتخاب می‌کنید؟

از آنجا که پیش‌تر مستندهایی درباره‌ی موسیقی اقوام ساخته بودیم، اشراف کامل و خوبی برای انتخاب هنرمندان موسیقی برخی مناطق در دو دوره‌ی اول و دوم آینه‌دار داشتیم. در واقع  بر اساس آشنایی قبلی، سال اول با حضور هنرمندان موسیقی شرق ایران بخصوص خراسان، بلوچستان و سیستان و سال دوم با هنرمندان جنوب کشور، فستیوال برگزار شد اما چند روز پس از دور دوم، یک روز با استاد احمد پژمان صحبتی داشتم و از او برای شناسایی هنرمندان اقوام فارس راهنمایی خواستم. استاد پاسخ داد، اگر می‌خواهی هنرمندان واقعی و مناسب فستیوال را پیدا کنی، باید فقط خودت بدون واسطه در هر منطقه مطالعه و جست‌وجو کنی. باید آنقدر در مناطق بگردی و با افراد مختلف، بویژه با کهنسالان هر قومی تماس بگیری تا بتوانی با هنرمندان موسیقی همان مناطق ارتباط پیدا کنی.

شما همین روش را در پیش گرفتید؟

اوایل کار فکر کردن و عمل کردن به چنین توصیه‌ای بسیار دشوار بود اما در حقیقت توصیه و راهنمایی استاد ما را به هدفمان در فستیوال نزدیک‌تر کرد. بر همین اساس برای دوره‌های بعدی، شخصاً در تمام ماه‌ها و در چند نوبت به یک منطقه سفر می‌کنم تا بتوانم هنرمندان موسیقی قومی آن منطقه را شناسایی کنم. گاهی به بازار روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ می‌روم و زمانی که با افراد صحبت می‌کنم، از آنها سراغ موسیقی‌دانان شهرشان را هم می‌گیرم. به خانه‌هایشان می‌روم و با آنها آشنا می‌شوم. با برخی دیگر هم به واسطه رابطه بینافرهنگی آشنا می‌شوم. افرادی که کارشان موسیقی نیست و گاهی ممکن هست معلم مدرسه،  کارمند یا کارگر باشند اما در طی ارتباطات سالیان خود با افردا مختلف شهر و روستای خودشان موسیقیدانی را بشناسند و بتوانند آنان را به من معرفی کنند. گاهی پیش می‌آید که پس از آشنایی به واسطه‌ی این معرفی‌ها متوجه می‌شوم حتا اهل محل هم برخی از خواننده‌ها و نوازنده‌های قوم و شهر خودشان را به درستی نمی‌شناسند، یا اطلاعی ندارند که هنرمند موردنظر ما در قید حیات هست یا نه!

برای مثال در قهوه‌خانه‌ای در شهر خوی، در پاسخ به جست‌وجو و پرسش‌های من، شخصی را معرفی کردند که مشخصاتش با اطلاعات عاشیقی که من داشتم مغایرت داشت. من گفتم این فرد نمی‌تواند همان عاشیقی باشد که مورد نظر من هست. کسی که من به‌دنبالش هستم بسیار پیرتر از این فردی‌ست که شما به من معرفی می‌کنید. ناگهان یکی از آنها گفت: وای، شما الله‌وردی‌ تارزان را می‌خواهید!؟ من ابتدا فکر کردم شوخی می‌کند ولی کمی بعد متوجه شدم منظورش از تارزان، تارزَن هست. بعد از پرس وجوهای مقدماتی، برخی از حاضران جمع گفتند به احتمال زیاد فردی که من سراغش را گرفته‌ام بیمار هست و معمولاً در خانه می‌ماند اما بعد از پیگیری و هماهنگی با هنرمند مورد نظرمان بالاخره موفق شدیم او را ببینیم. یک نکته بسیار مهم را هم بگویم که همین موردی خاص یعنی عاشیق الله‌وردی تقی‌زاده، توسط یکی از استادان موسیقی منطقه‌ای دیگر به من معرفی شده بود. در واقع یکی از موسیقیدانان برجسته‌ی شهر دیگری در آذربایجان به من  گفت حالا که به آن سمت می‌روی سراغ این مرد را هم بگیر و ببین آیا زنده هست یا نه؟

شاید حدود ۱۰ سالی می‌شود که ساز عاشیق یوسف دیگر کوک نیست چرا که به اندازه‌ی کافی تمرین ندارد و خیلی پیر شده هست اما روایتی‌هایی که او اجرا می‌کند در زمره‌ی پیچیده‌ترین روایت‌های عاشیقی منطقه‌ی ارومیه هست

آیا تمام هنرمندانی که شما دعوت می‌کنید، ناشناخته هستند؟

خیر. ما از هنرمندان شناخته نشده یا کمتر معرفی شده در کنار شناخته شده‌ترین هنرمندان اقوام مختلف دعوت می‌کنیم تا در آینه‌دار حضور پیدا کنند. برای مثال عاشیق یوسف اوحانس یکی از همان چهره‌های شناخته شده در ارومیه هست. شاید حدود ۱۰ سالی می‌شود که ساز عاشیق یوسف دیگر کوک نیست؛ چرا که به اندازه‌ی کافی تمرین ندارد و خیلی پیر شده هست اما روایتی‌هایی که او اجرا می‌کند، در زمره‌ی پیچیده‌ترین روایت‌های عاشیقی منطقه‌ی ارومیه هست. اول از همه اینکه او آسوری هست و زبان او ریشه در زبان آرامی دارد. آقای محمدرضا درویشی مقاله‌ای در این باره برای کتاب آینه‌دار نوشته هست که به زودی آن را می‌خوانید. در همین چهارمین دوره‌ی آینه‌دار از یک نوازنده‌ی ارمنی دعوت کردیم که اصلاً نمی‌توانست ساز بنوازد. اما حضور این هنرمند برای ما در آینه‌دار بسیار مهم بود تا به همه بگوییم امروز از موسیقی ارمنی ارومیه فقط همین یک نوازنده باقی مانده هست. ورنر هرتزوگ – یکی از مهمترین فیلمسازان جهان- در یکی از فیلم‌های خود نشان می‌دهد که دادگاهی برای دادرسی شکایت بومیان استرالیا که انگلیسی‌ها زمین‌های آنان را گرفته‌اند، تشکیل شده هست. بومیان به دادگاه انگلیسی شکایت می‌کنند. در صحنه‌ای از این فیلم بومیان با سر و شکلی بسیار ساده در حال گفت‌وگو با قاضی دادگاه هستند. در این میان یک نفر هم هست که گاهی حرف می‌زند. قاضی در جایی می‌پرسد این مرد چه می‌گوید؟ سایر بومیان می‌گویند ما متوجه نمی‌شویم چه می‌گوید، همه اعضای قوم او از بین رفته‌اند و تنها همین یک نفر باقی مانده هست و ما زبان او را نمی‌فهمیم. این حکایت امروز ماست. من این طور فکر می‌کنم که سرمایه‌های موسیقی یک‌سری از اقوام به حداقل ممکن رسیده هست.

مثلاً کدام اقوام؟

مثلاً موسیقی ارمنی ترک زبان ارومیه. تنها نوازنده بالابان ارمنی در این منطقه دیگر نمی‌تواند ساز بزند. نوازنده‌های ارمنی تبار ایرانی و موسیقی‌های ایرانی را روایت می‌کردند و رپرتوارهای ایرانی و ترکی را اجرا می‌کردند. در حال حاضر در ارومیه دو نوازنده‌ی دهل ارمنیِ ایرانی در آذربایجان وجود دارد که یکی از آنها آهنگری می‌کند که ما دوست داشتیم او را هم به فستیوال بیاوریم اما نوازنده‌ی سرنایی که به نغمات ارمنی منطقه آشنا باشد نداشت و فقط خودش بود که دهل می‌زد. البته به جز او یک دهل نواز جوان‌تر هم هست و دیگر هیچ. در کل می‌توان گفت سرنا و بالابان ارمنی در منطقه آذربایجان از بین رفته هست. از آسوری‌ها هم تنها عاشیق یوسف اوهانس باقی مانده هست. قره پاپاغ‌ها هم که موسیقی‌شان ویژگی‌های چند فرهنگی داشت، امروز به سمت کردی شدن گرایش پیدا کرده هست. از قره پاپاغ‌ها هم امروزعاشیق محمدعلی محمودی و استاد اکبر یزدانی هستند که به رپرتوار موسیقی ایل قره پاپاغ تسلط کامل دارند و توانایی این را داشتند که در فستیوال اجراهای درخشانی را به یادگار بگذارند. البته ممکن هست بدانید که ما جدا از اجراهای فستیوال، ضبط خصوصی استودیویی هم انجام می‌دهیم که امیدوارم به زودی آلبوم این ضبط‌ها هم منتشر ‌شوند.

بعد از آنکه شما از هنرمندانی که سال‌ها کسی سراغ آنها را نگرفته هست، برای حضور در جشنواره دعوت می‌کنید، چه واکنشی نشان می‌دهند؟

قبل از آنکه در فستیوال حضور پیدا کنند کمی تعجب می‌کنند و برخی می‌پرسند باید چه کاری انجام دهیم؟ تعدادی از آنها به علت کهولت سن حتا نمی‌دانند که اصلاً قرار هست چه اتفاقی بیفتد. گاهی برخی تصور می‌کنند که ما از آنها برای اجرا در یک مراسم عروسی دعوت می‌کنیم و می‌پرسند مراسم‌تان در خانه هست یا سالن؟ چند نفر مهمان دارید؟ آیا قرار هست میکروفن هم داشته باشیم، و سوالاتی از این دست.

عمده هنرمندانی که شما از آنها دعوت می‌کنید، مسن هستند. واکنش آنها بعد از حضور و اجرا در یک فستیوال چگونه هست؟

حضور چند روزه آنها در آینه‌دار آنقدر برایشان جالب و تاثیرگذار هست که معمولاً از آن به عنوان بهترین خاطره ‌زندگی‌شان یاد می‌کنند. مسئله ما با این هنرمندان این نیست که روی صحنه بروند، سازی بزنند و بعد هم بروند پیِ کارخودشان. تیم ما با این هنرمندان ارتباط عاطفی برقرار می‌کنند. تیم جوان ما با این استادان موسیقی مثل پدران و پدربزرگ‌هایشان برخورد می‌کنند. وقتی یک هنرمند ۸۰ ساله مهمان آینه‌دار می‌شود، احساس می‌کند در کنار نوه‌ها یا فرزندان خودش نشسته هست. در آخرین دوره‌ی فستیوال یکی از هنرمندان برجسته‌ی میانه به نام عشقعلی سلیمی با فرض اینکه می‌تواند صبح بیاید و شب با قطار به شهرش بازگردد، اَنسولینش را همراه خودش نیاورده بود. البته من و دوستانمان هم چیزی از بیماری او نمی‌دانستم. خلاصه روز دوم حالش بد شده بود. همان شب یکی از همکاران‌مان به نام خانم غزال قاضی این هنرمند را به بیمارستان می‌برد، بستری می‌کند و در طول دو روز بعد تمام تلاش خود را می‌کند تا من به هیچ شکلی متوجه این قضیه نشوم، مبادا که دچار اضطراب شوم و در روند اجراها اختلالی ایجاد شود؛ تا اینکه یکی دو ساعت پس از پایان مراسم اختتامیه موضوع را به من اطلاع دادند. در حقیقت در تیم کوچک ما آنقدر رابطه‌ها عاطفی می‌شود که هیچ کاری به معنای رفع تکلیف نیست، بلکه بسیار فراتر از کار در یک پروژه هست. برخی از هنرمندان موسیقی اقوام که جوان‌تر هستند و گاه تجربه اجرا در کشورهای خارجی را هم دارند نیز از آینه‌دار به عنوان یکی از بهترین برنامه‌هایی که تا کنون دیده‌اند یاد می‌کنند. البته خود هنرمندان هستند که احساساتشان را برای ما روایت می‌کنند. در غیر این صورت که ما نمی‌توانیم بفهمیم در ذهن آنها درباره‌ی آینه‌دارفستیوال چه می‌گذرد. به خاطر می‌آورم در یکی از جشنواره‌های موسیقی اقوام یکی از هنرمندان برجسته خوزستان در زمان برگشت به شهرش در قطار از دنیا رفت، چون داروی مسکنی را که باید مصرف می‌کرد، در تمام مدت جشنواره مصرف نکرده بود. تنها احترام گذاشتن به هنرمندان برای حضور در یک جشنواره کافی نیست و باید به مسائل بسیاری توجه شود حتا باید به یکسری از مسائل و مشکلات بالینی این افراد که در سنین بالا هم هستند بسیار توجه شود.

رابطه‌ شما با هنرمندانی که دعوت می‌کنید، فقط  به فستیوال ختم می‌شود؟

تمام هنرمندان بدون استثنا بعد از پایان فستیوال همچنان با من در تماس و ارتباط هستند. بسیاری از آنها می‌پرسند چه زمانی ما را دوباره به برنامه‌ی آینه‌دار می‌برید؟ امسال، ما به هنرمندانی که در سانس اول اجرا داشتند، پیشنهاد دادیم اگر دوست دارند سانس دوم هم بمانند و برنامه را تماشا کنند، بسیاری از آنها که مانده بودند در سالن اشک می‌ریختند. باز از دوست دیگری شنیدم در یکی از روزهای فستیوال زمانی که اجرای یکی از هنرمندان تمام شد به تصاویری که از آثار میراث فرهنگی خطه‌ی شمال غرب ایران در پشت سرشان و در حین اجرا پخش می‌شد، اشاره کردم و گفتم هنرمندان موسیقی اقوام مثل همین بناهای تاریخی زخم خورده هستند و شاید در بسیاری موارد در حال فرو ریختن هستند. یکی از هنرمندان ۸۰ ساله پس از اجرا با یاد آوری این جمله‌ها می‌گفت در آن لحظه آنقدر متأثر شده بودم که دیگر چیزی نمی‌شنیدم و تازه متوجه اهمیت موسیقی اقوام و هنر خودم و دیگر عاشیق‌ها شده‌ام. یا یکی از عاشیق‌های منطقه‌ی قره‌داغ هم می‌گفت من در آن لحظات دلم می‌خواست با صدای بلند گریه کنم.

فستیوال شما تا چه اندازه به انگیزه هنرمندان برای تربیت شاگرد کمک کرده هست؟

رجب بدریمون (سپهری‌پور) حدود ۲۰ سال بود که ساز نمی‌نواخت و من تلاش زیادی کردم تا او را راضی کنم که برای دومین فستیوال آینه‌دار به تهران بیاید. او نوازنده‌ی نیِ جفتی بوشهر بود اما نزدیک به ۲۰ سال خبری از او نبود و به عنوان راننده روی ماشین سنگین کار می‌کرد. این استادِ نوازنده بعد از فستیوال وقتی به بوشهر برگشت، با من تماس گرفت و گفت، به آینده خیلی امیدوار شدم و تصمیم گرفتم در ازای سال‌هایی که موسیقی را رها کرده بودم، به صورت رایگان شاگرد تربیت کنم. متاسفانه این هنرمند شش ماه بعد از آن تصمیم ارزشمند فوت کرد، اما خوشحالم که او نه به عنوان یک راننده، که به عنوان یک هنرمند از دنیا رفت. این هنرمند که اراده‌ای برای ادامه‌ی موسیقی نداشت، بعد از حضور در یک فستیوال، انگیزه پیدا کرده بود تا شاگرد تربیت کند و از آنها پول نگیرد. استاد رجب که من او را عمو رجب صدا می‌زدم، زمانی که به فستیوال آمد، تعریف می‌کرد در گرمای بوشهر به همراه نوازنده تنبک از یک روستا به روستای دیگر با دوچرخه رکاب می‌زدند، کنار آتش می‌نشستند تا رطوبت سازشان خشک شود و بتوانند یک مراسم عروسی دیگر را راه بیندازند. هنرمندان این چنینی دیگری هم وجود دارند. فرزندان یکی از خواننده‌ها و نوازنده‌های خوب اردبیل هنگامی که من برای دعوت از پدرشان برای حضور در فستیوال به خانه‌شان رفته بودم، در پی این ارتباطات تشویق شدند که هنر پدر را ادامه دهند. استاد نادر قیاسی بعد از فستیوال هر بار که با من تماس می‌گیرد، می‌گوید هنوز دلم آنجاست. در حال حاضر فرزندان این هنرمند ارزشمند هم تشویق شده‌اند که شیوه‌ی پدرشان را ادامه دهند. موارد بسیاری از این دست وجود دارد که باز گو کردنشان وقت زیادی می‌خواهد.

در صحبت‌هایتان به ارتباط نسل جدید همکارانتان با هنرمندان پیشکسوت موسیقی اقوام اشاره کردید. نسل جدیدی که هیچ شناختی از موسیقی اقوام ندارند، چگونه با هنرمندان این حوزه ارتباط می‌گیرند و از این هنر استقبال می‌کنند؟

باید بگویم همین افرادی که شما به عنوان نسل جدید به آنها اشاره می‌کنید به طور کامل بعد از دیدن اجراهای فستیوال با موسیقی اقوام آشنا شدند، پس از این آشنایی، شیفته‌ی هنرمندان و آینه‌داران موسیقی اقوام ایران می‌شوند و برای ارتباط مستمر با آنها تمایل نشان می‌دهند. بیشتر افرادی که در تیم آینه‌دار فعالیت می‌کنند ۳۰ ساله هستند. امسال روزهای آینه‌دار مصادف با شب چله شد و زمانی که بعد از اجرا از تالار رودکی به محل اقامت هنرمندان رفتیم، جشنی به پا شد که بسیار هنرمندان اظهار می‌کردند یکی از شادترین شب‌های زندگی‌شان را سپری کردند. همه عاشیق‌ها به نوبت اجرا کردند و من به وضوح دیدم که برای نسل جوان موسیقی اقوام بسیار فراتر از تصور خودشان جذابیت داشت. همچنین در میان مخاطبان نیز موزیسین‌هایی داریم که بسیاری از آنها در حوزه‌ی پاپ فعالیت می‌کنند. برخی از این هنرمندان جوان پیش‌تر با موسیقی‌های اقوامی که به آینه‌دار دعوت می‌شوند، آشنایی خاصی نداشتند و پس از آنکه اجرها را می‌بینند، سعی می‌کنند آنچه را که شنیده یا دیده‌اند را در اجراهای خودشان منعکس کنند.

گفتید هنرمندان و آینه‌داران. منظورتان از آینه‌داران چیست؟

من معتقدم آینه‌دار یک نام‌واژه یا نام آوایی هست که ما آن را برای هنرمندان ساختیم. در نظر ما این هنرمندان آینه‌هایی در دست دارند که تاریخ فرهنگ، هنر و قوم خود را منعکس می‌کنند. برای یک آینه محدودیتی وجود ندارد. آینه همواره نور را منعکس می‌کند و امکان ندارد که افراد مختلف از نژادها و ملیت‌های مختلف، این بازتاب نور را نتوانند ببینند یا آن را نفهمند. ما معتقدیم این هنرمندان آینه‌دار به معنای دارندگان آینه‌های منعکس کننده‌ی نور یا همان وجوه مختلف فرهنگِ قومی خود هستند. ما به آنهایی که پیشکسوت هستند آینه‌دار می‌گوییم و درباره جوان‌ترها این اصطلاح را به کار نمی‌بریم اما معتقدیم این جوانان نیز در صورتی که ادامه دهنده‌ی راه اجداد و پیشینیانشان باشند، آینه‌داران آینده خواهند بود. یک آینه هیچگاه خود به خود از بین نمی‌رود مگر آنکه کسی عمداً آن را بشکند. ما باید این آینه‌ها را تکثیر کنیم. یقین دارم نوازنده‌های جوانی که امسال در آینه‌دار بودند این هنر را ادامه می‌دهند.

یکی از مشکلات ما در اجرای موسیقی اقوام، کمبود مخاطب هست. شما چطور این مشکل را برطرف می‌کنید؟ آیا حضور مخاطب در سالن برایتان اهمیت دارد؟

برخلاف نظر دوستان در جشنواره‌ی فجر که معتقدند هنرنمایی این هنرمندان هم باید مخاطب را به سالن بکشد و بلیت به فروش برسد، به هیچ عنوان با این گذاره موافق نیستم. ما با دعوت هنرمندان یک منطقه برای اجرا در آن دیار انگیزه ایجاد می‌کنیم. از طرفی مخاطب خاص می‌خواهیم. می دانیم که با اندکی تبلیغات می‌توان مخاطبان بسیاری را به سالن جذب کرد. همه به ما انتقاد می‌کنند و می‌گویند چرا تبلیغات نمی‌کنید؟ ما به این امر معتقد نیستیم و فکر می‌کنم کار ما در درازمدت جواب می‌دهد. اگر بخواهیم گول مخاطب پسندی فستیوال را بخوریم، ممکن هست فستیوال از مسیر منحرف شود. این فستیوال کم کم به یک الگوی نگاه به موسیقی تبدیل می‌شود. اگر این مسئله به یک ایده تبدیل شود خودش جا می‌افتد و اگر ما هم نباشیم عده‌ای همین رویه را دنبال می‌کنند. باور من این نیست که ما نیاز به آن داریم که هنرمندان غربی و ملل دیگر را برای اجرا بیاوریم. ما می‌خواهیم آنها برای دیدن موسیقی به ایران بیایند. اگر کمی وضعیت ورود گردشگران خارجی به ایران تسهیل شود، در خارج از کشور برای آینه‌دار تبلیغ می‌کنیم تا آنها برای دیدن موسیقی اقوام به کشورمان سفر کنند.

برای این اتفاق، اقدامی هم انجام داده‌اید؟

ما معتقدیم هنوز بستر این کار فراهم نشده هست اما از مهمترین برنامه‌های آینده‌ ما، آوردن مخاطب خارجی برای آشنایی و دیدن موسیقی ایران به داخل ایران هست. در حال حاضر هنرمندان موسیقی اقوام را آماده می‌کنیم. طبیعی هست که ما نخست باید خودمان را آماده کنیم و بسترهای مناسب آن را محیا، سپس تبلیغات در کشورهای خارجی را شروع کنیم.

از چند درصد از هنرمندانی که برای آینه‌دار شناسایی کردید، برای حضور در جشنواره‌های دیگر دعوت به اجرا شده هست؟

فکر نمی‌کنم بتوانم داوری درستی در این زمینه داشته باشم. من به اینکه جشنواره‌های دیگر هم باید از همان هنرمندانی که مهمان آینه‌دار بوده‌اند، دعوت کنند، اعتقاد ندارم. تأثیری اصلی که آینه‌دار می‌تواند داشته باشد در ایده‌هاست نه شیوه‌ها و نحوه‌ی عمل. فکر می‌کنم آینه‌دار تأثیرات خوبی از لحاظ رویکردهایی که از طرف برگزارکنندگان نسبت به موسیقی اقوام می‌بینیم، گذاشته هست و می‌بینیم به مرور سایر برنامه‌ها و جشنواره‌های موسیقی، رفتارها و رویکردهای حرفه‌ای‌تری در پیش گرفته‌اند. فکر می‌کنم آینه‌دار تأثیرات ذهنی خودش را گذاشته هست اما قرار نیست از هنر هنرمندی که ما دعوت می‌کنیم در تمام جشنواره‌های دیگر هم دعوت شود و معتقدم این کار درستی نیست.

اگر ممنوعیت اجرا در چند ماهی که در کشورمان مرسوم هست، نباشد ممکن هست از تعزیه و موسیقی‌های محرم و سوگواری‌هایی همچون دهه فاطمیه و… را استفاده کنیم و سوگواری‌ها هم گونه‌ای از موسیقی قومی ما محسوب شود

منظورتان از سایر برنامه‌ها و جشنواره‌ها برخی از ضعف آنهاست؟

من فکر می‌کنم ضعف اصلی جشنواره‌ها در ایران مربوط به تحقیقاتی هست که باید در طول سال انجام دهند که نمی‌کنند و در عین حال صرفاً به یکسری روابط اکتفا می‌شود. وقتی این اتفاق می‌افتد یکسری گروه‌ها و هنرمندان همیشگی برای حضور در جشنواره‌ها انتخاب می‌شوند. یکی از روش‌های اشتباهی که برای انتخاب گروه‌ها یا هنرمندان انجام می‌شود این هست که برگزارکنندگان با اداره ارشاد استان‌ها و شهرستان‌ها تماس می‌گیرند، آنها هم ممکن هست نسبت به برخی حُب و به برخی دیگر بغض داشته باشند که این احساسات در تعیین سرنوشت حضور یا عدم حضور بسیاری از هنرمندان در جشنواره‌ها نقش بزرگی دارند. من از نزدیک شاهد چنین اتفاقی بودم به همین دلیل هیچ وقت از دفاتر موسیقی یا نهادهای رسمی کمک نمی‌گیرم. البته ممکن هست مشورت یا صحبتی در این زمینه انجام دهیم اما توصیه‌های آنها برای آینه‌دار هیچ وقت ملاک نبوده و نیست. گاهی برخی از آنها معتقدند تعدادی از این هنرمندان موسیقی‌های عروسی اجرا می‌کنند! من هم همیشه در مقابل این طرز فکرها و نگاه‌های ارزش گذارانه از آنها می‌پرسم مگر حکم شده که موسیقی قومی وقتی اعتبار دارد که غیر از موسیقی عروسی باشد!؟ موسیقی اقوام گونه‌های مختلف دارد. مثلاً ما به انواعی از مویه به عنوان حرفه‌ و کار هنری نگاه می‌کنیم اگرچه که افرادی در قوم خود چنین چیزی را اجرا می‌کنند و مزد دریافت می‌کنند اما همین شیون و مویه‌ها آهنگین هستند و در تقسیم بندی موسیقی سوگ قرار می‌گیرند. گاهی حتا فردی هم که این کار را انجام می‌دهد نمی‌داند که در حال اجرای یک گونه‌ی موسیقی هست و اگر شما به او بگویید این که انجام می‌دهد موسیقی هست، می‌گوید لابد هست. البته این نوعی نگاه هست که در آمیختگی با موضوع انسان شناسی و موسیقی شناسی به رشته‌ای با عنوان اتنوموزیکولوژی بدل شده هست. چوپانی برای ترساندن حیوانات وحشی اطراف گله، آواهایی از خودش درمی‌آورد که ما به آن موسیقی می‌گوییم. پس وقتی در اینجا صحبت از موسیقی قومی می‌شود باید حب و بغض را کنار گذاشت و هر چه هست را پذیرفت. همان طور که در دایرة‌المعارف آقای‌ محمدرضا درویشی می‌بینیم هیچ حب و بغضی ورود ندارد و هر آنچه که مصداق یا وسیله‌ی انعکاس نوعی صدا در حوزه‌ی ریتم یا ملودی هستند، ساز محسوب می‌شود. مثل تشت زنی در شمال کشور یا وسیله‌هایی که برای سحر و جادو به کار می‌بردند. حتی زنجیری که در ماه محرم استفاده می‌شود را می‌توان به عنوان نوعی ساز نگاه کرد. آینه‌دار معتقد هست کار هر کسی که در بخش فرهنگ شنیداری قومی فعالیت می‌کند، در حوزه موسیقی قرار می‌گیرد و جا دارد که شنیده شود. اگر ممنوعیت اجرا در چند ماهی که در کشورمان مرسوم هست، نباشد ممکن هست از تعزیه و موسیقی‌های محرم و سوگواری‌هایی همچون دهه فاطمیه و… را استفاده کنیم و سوگواری‌ها هم گونه‌ای از موسیقی قومی ما محسوب شود.

ما در جشنواره‌ی موسیقی فجر و جشنواره‌ی موسیقی اقوام و نواحی شاهد افرادی هستیم که هر ساله اجرا دارند. آیا این روند می‌تواند به معرفی موسیقی و هنرمندان اقوام کمک کند؟ اگر قرار باشد یکسری از هنرمندان هر ساله در جشنواره‌ها حضور داشته باشند پس ناشناخته‌های این حوزه چه زمانی می‌توانند معرفی شوند؟

به عقیده‌ی من دیگر کارکرد جشنواره‌ها تمام شده هست. جشنواره به معنی مرسوم آن زمانی شروع شد که نیاز آن روز بوده هست اما این نیاز دگرگون شده و جشنواره‌ها متناسب با تغییرات و توقع‌ها متحول و به روز نشده‌اند. آینه‌دار نوعی واکنش به پایان آن جشنواره‌هاست گرچه که شخصاً معتقدم آینه‌دار هم بهترین حرکت نیست اما یک خروج یا برون رفت از رسم و آیین‌های کهنه و مرسوم و جا افتاده‌ی دولتی هست که من معتقدم چنین برنامه‌هایی دیگر هیچ خاصیتی برای موسیقی ندارند. اما نمی‌توانیم بگوییم این برنامه‌ها به طور کلی دیگر نباید برگزار شوند و از این به بعد باید بنشینیم فکر کنیم ببینیم حال که این کارها انجام نمی‌شود چه باید کرد. به نظرم در دل همین پروژه‌هایی که به عقیده‌ی من هیچ خاصیتی برای موسیقی ندارد، باید بازنگری‌هایی شود و ایده‌های جدیدی در آنها اجرا شود. وزارت ارشاد می‌تواند فراخوان دهد و بگوید همه پژوهشگرانی که در تمامی حوزه‌ها فعالیت می‌کنند از جمله موسیقیدانان، مردم‌شناسان و انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان و حتا متخصصان سایر رشته‌های علوم انسانی در این باره نظر دهند. چه کسی گفته که در این زمینه تنها می‌توان از مشورت و تخصص موسیقیدانان استفاده کرد؟ می‌توانند از همه دعوت به همکاری کنند، ایده آنها را بگیرند و برای این کار جایزه‌ای هم در نظر بگیرند. در نظر ما آینه‌دار واکنشی به حقیقت پایان جشنواره‌هاست و به همین دلیل برای اسم آن حساسیت نشان می‌دهیم و تاکید به استفاده از فستیوال داریم. سعی می‌کنیم در اولین مواجه با آینه‌دار که شنیدن و بیان اسم آن هست، این تفاوت را نشان دهیم. پیش‌تر گفتم که آینه‌دار شاید بهترین ایده نیست اما یکی از ایده‌هایی هست که ما اجرا کردیم. محدود بودن به یک حوزه‌ی فرهنگی، غیر رقابتی بودن و ارتباط ارگانیک با موسیقی اقوام نه فقط برای یک برنامه بلکه به طور مستمر، بخشی از تفاوت‌های آینه‌دار هست. اما جشنواره‌های فجر و جشنواره‌ی موسیقی نواحی کارکرد خود را از دست داده‌اند و اگر این اتفاق همین طور تکرار شود ماحصل فقط پول دور ریختن هست و به حکم عقل و انصاف بهتر هست راه‌های دیگری انتخاب شود تا هرچه زودتر جلوی این همه اتلاف منابع گرفته شود.

بودجه فستیوال شما چقدر هست؟

این سوال را باید آقای احسان رسول‌اف – رییس فستیوال- جواب دهد اما می‌توانم بگویم که برای برگزاری این فستیوال زیر ۲۰۰ میلیون تومان بودجه صرف می‌شود که شامل پروسه تحقیق تا اجرایی شدن آن هست. البته بخش انتشارات جداست.

آمار فروش بلیت در آخرین دوره فستیوال چقدر بوده هست؟

نگاه ما به فروش بلیت نیست و بازخوردهای غیرحضوری زیادی داشتیم. به عبارتی کار ما تا اینجا با شکل سعی و خطا پیش رفته هست. می‌دانید که یک نوبت از فستیوال آینه‌دار در پاییز و دو نوبت بعدی در بهار و تابستان برگزار شد. ما دیدیم یکسری از مخاطبان در فصل بهار و تابستان و تعدادی دیگر در فصل پاییز و زمستان جذب فستیوال می‌شوند. امسال هم که زمان آن در پاییز بود، تا حدودی تحت تاثیر شک و اضطراب زلزله و همزمان آلودگی هوای تهران قرار گرفت. به باور من پیش زمینه روش‌های ارزیابی استقبال هنوز فراهم نشده هست. معمولاً همان اندک تبلیغات یا اطلاع رسانیِ ما همزمان با اجرای آینه‌دار انجام می‌شود که آن هم تبلیغ محسوب نمی‌شود و به نوعی ارتباط و گفت‌وگو با رسانه‌هاست.

حالا که به رسانه‌ها اشاره کردید، آیا نقش رسانه‌ها برای فرهنگ‌سازی موسیقی اقوام در جامعه موفق و تأثیرگذار بوده هست؟

این یک حقیقت هست که رسانه‌ها همواره و در تمام عرصه‌ها تأثیر بسیار زیادی دارند. به عقیده‌ی من خبرگزاری ایسنا خود به تنهایی در این مدت، تأثیرات چشمگیر و محسوس زیادی روی موسیقی اقوام داشته هست. اما اگر بخواهیم انتقادی در این زمینه داشته باشیم، در تمام رسانه‌های ایران یک بخش یا سرویس موسیقی داریم که همیشه مباحث موسیقی اقوام در آن قرار دارد و معمولاً در اغلب رسانه‌ها توجه خاصی هم به این گونه‌ی موسیقی نمی‌شود. اما سوال این جاست که چرا ما هیچ وقت آن را جدا نمی‌بینیم؟ چرا رسانه‌ها برای آن بودجه‌ی مجزا تعریف نمی‌کنند تا یک خبرنگار بتواند خود سفر کند و موسیقی را در بافت آن و در حضور هنرمندان موسیقی گزارش کند؟  یکی از ضعف‌ رسانه‌ها معطوف شدن به فستیوال‌هاست، انگار منتظر هستند رویدادی شروع شود و به آن بپردازند. کدام رسانه، خبرنگار خود را برای موسیقی به سفر فرستاده هست؟ هیچ‌کدام. زیرا این کار نیاز به بودجه دارد. پاسخی که یک خبرنگار از هنرمندی که در خانه‌اش می‌گیرد و شرایط آن را مستقیم می‌بیند پاسخی نیست که یک هنرمند در سفر به یک فستیوال و جو حاکم در آن می‌تواند بگیرد. رسانه‌های ما معطوف به رویدادهای قومی شده‌اند و تنها درباره‌ی آن رویداد اطلاع‌رسانی می‌کنند تا عده‌ای که خبر ندارند متوجه شوند چنین رویدادی در کشور انجام می‌شود. اگر رسانه‌ی بزرگی مثل ایسنا سرویس موسیقی قومی را با یک یا دو خبرنگار تشکیل دهد و بودجه‌ای برای سفر خبرنگارانش در نظر بگیرد، می‌توان به جرأت گفت که بعد از هر سفر با گنجینه‌ای از گفت‌وگوهای خبری روبرو خواهیم بود. رسانه‌های خارجی در این زمینه بسیار موفق‌تر هستند؟ در طول سال خبرنگاران و عکاسان خارجی بسیاری برای گرفتن شماره تماس هنرمندان موسیقی اقوام و مصاحبه با آنها به من مراجعه می‌کنند. اشکال رسانه‌ها این هست که خودشان را به رویدادها معطوف می‌کنند و فرآیند مدار نیستند.

ما جشنواره موسیقی فجر را پشت سر گذاشتیم و خودتان بهتر می‌دانید که بخشی از  این جشنواره نیز به موسیقی اقوام اختصاص داده شده. شما به عنوان پژوهشگر موسیقی، اجرای هنرمندان در این دوره از جشنواره موسیقی اقوام فجر را تماشا کردید؟

خیر!

فکر می‌کنید چرا پژوهشگران این حوزه در جشنواره‌ی‌ فجر یا جشنواره‌ی موسیقی اقوام حضور ندارند؟

به نظر می‌آید در دو سطح می‌توانیم این موضوع را ریشه‌یابی کنیم. نخست آنکه بدنه‌ی سازمان‌دهنده و برگزارکننده‌ی جشنواره‌ی موسیقی فجر پیوندی با مخاطب اصلی آن برقرار نکرده‌اند. از سوی دیگر به نظر می‌رسد مراکز علمی نیز هنوز نتوانستند ارتباط و کارکرد اصلی خود را با جشنواره‌ها برقرار کنند. من فکر می‌کنم در این بخش نیز ما مثل بسیاری از عرصه‌ها، جزایر جدا شده‌ و تک افتاده هستیم. هر سازمانی کاری را ویژه‌ی خودش انجام می‌دهد و در نهایت هم یا انعکاس آن را درون مجموعه خودش می‌بیند یا تا این حد هم بازتاب پیدا نمی‌کند. فجر با بودجه دولت برگزار می‌شود، هر ساله برایش کلی تبلیغات می‌کنند و هدفش هم آن نیست که مخاطب اصلی این موسیقی، جشنواره را ببیند بلکه نتیجه و شاید هدف آن صرفاً یک شوی ناکارآمد هست. آینه‌دار هم در ذات، یک روش جدید و به تعبیری نفی جشنواره‌های موسیقی اقوام و بخش موسیقی نواحی در جشنواره فجر هست و در این مسیر تلاش می‌کند راهی را در حوزه‌ی موسیقی قومی کشورمان پیدا کند. در جمع‌بندی این بخش از صحبت‌ها باید بگویم ما در این زمینه شاهد گسستگی رابطه هستیم و می‌بینیم بدنه‌ی دانشگاه با جشنواره‌ها رابطه‌ای ندارند. به عنوان نمونه ما در یک دوره سعی کردیم بخش علمی را به آینه‌دار اضافه کنیم اما متوجه شدیم در طول این سال‌ها بدنه‌ی علمی دانشگاهی و آکادمیک ایران جز به صورت انفرادی دغدغه‌ای برای انجام این کار ندارد.

حالا که به بدنه علمی دانشگاهی اشاره کردید، آیا برای انتخاب و دعوت از هنرمندان موسیقی اقوام در آینه‌دار به بُعد علمی آن هم توجه می‌کنید یا صرفاً از هر کسی که نوازندگی بداند، دعوت می‌کنید؟

البته من به دخالت دادن بیش از حد علم و شناخت آکادمیک در موسیقی قومی اعتقاد ندارم. باورم این نیست که با حاکم کردن نگاه علمی به موسیقی اقوام، ما روی آن تأثیر مثبت می‌گذاریم. شما به راحتی می‌بینید زمانی که دانشجویان برای انجام تحقیق با مراجعه به هنرمندان موسیقی اقوام سوال‌هایی را مطرح می‌کنند که تأثیرات منفی زیادی روی آنها باقی می‌گذارد. من بر این باورم که حوزه‌ی فرهنگی هنری اقوام ایرانی یک ساحت کاملاً کارکردی، هنری، ریشه‌دار و ساختارمند هست و هیچ علمی به جز ذهن پیچیده یا حتا ساده‌ی هنرمند خلاق همان قوم در تولید آن نقشی نداشته هست. روزی یک نوازنده دوتار به پروفسور ژان دورینگ – موسیقیدان- گفته بود هنر این نیست که ساز را پیچیده کنی، هنرمند باید پیچیده باشد. دورینگ این عبارت را اینگونه توضیح می‌دهد که در موسیقی شرق به جای پیچیده کردن اُبژه یا ساز این سوژه یا هنرمند هست که پیچیده شده هست. ساز در اغلب مناطق ایران در ساده‌ترین شکل ممکن هست و هنرمند باید به زبان و درونیات خودش از آن حرف بکشد. ما معمولا در موسیقی کلاسیک غربی و ایرانی می‌خواهیم ساز را پیچیده کنیم به همین دلیل مثلاً دو سیم به آن اضافه می‌کنیم ببینیم چه اتفاقی می‌افتد در حالی که اصلاً نیازی به این کار نیست. چرا این ساز در زمان قدیم همان کار را می‌کرد؟ مگر ما توانسته‌ایم همه‌ی قابلیت‌ها و توانایی‌های ساز را نمایش بدهیم که حالا بخواهیم چیزی به آن اضافه کنیم؟ من معتقدم اساس موسیقی و ساز در میان اقوام ایرانی در تجریدی‌ترین حالت ممکن شکل گرفته هست و در این ساختار هست که این موسیقی‌ها معنا و مفهوم پیچیده‌ی خود را دارند. بنابراین بدیهی هست که مواجهه‌ی علمی با موسیقی اقوام هم مثل ضرب المثل قدیمیِ “ادب آداب دارد”، باید بر اساس مِتُدها و شیوه‌هایی باشد که به اصل ساختمان موسیقی و اجراهای هنرمند آن موسیقی هیچ چیزی را تحمیل نکند اما ما در بسیاری از این مراجعه‌ها عکس این را می‌بینیم و متاسفانه این اشکالات در موسیقی تمام مناطق ایران نمودهای بسیاری دارد.

در واقع جشن‌ها به موسیقی‌های از قبل ضبط شده، معطوف شده هست و دیگر از هنرمندان برای اجرای زنده دعوت نمی‌کنند. از طرفی سبک زندگی نیز تغییر پیدا کرده هست. این افراد که در جشنواره‌ها هنرمند خطاب می‌شوند در طول سال باید چگونه زندگی کنند؟

وقتی با هنرمندان موسیقی اقوام صحبت می‌کنم، بسیاری از آنها بی‌انگیزه هستند و از تنگدستی معیشت خود صحبت می‌کنند. به نظر شما این بی‌انگیزگی از کجا نشأت گرفته هست؟ شما به عنوان یک پژوهشگر فکر می‌کنید، دولت چگونه می‌تواند سهم خود را در این زمینه ادا کند؟

هنرمند از چند زاویه ضربه می‌خورد، یکی آنکه سبک زندگی‌ها عوض شده‌اند. سیاست‌های حاکمیتی باعث شده، موسیقی‌ها نقش کارکردی خود را از دست دهند در نتیجه هنرمندانی داریم که عملگی می‌کنند. آجر بالا می‌اندازند، گِل درست می‌کنند و در کنار استادکارها، بنایی می‌کنند. هنرمندان مجبورند این کارها را انجام دهند.  من به هنرمندان موسیقی اقوام حق می‌دهم که از وضعیت معیشت خود شاکی باشند. این امر در ۴۰ سال اخیر خیلی مرسوم شده هست و ریشه آن در نگاه غیر حمایتی دولت و حاکمیت به موسیقی هست. این هنرمندان در تمام جهان و در تمام دوران‌ها از جشن‌ها و عروسی‌ها پول درمی‌آوردند. اما امروزه بودجه‌ای که یک خانواده در ایران می‌تواند صرف عروسی کند، آنقدر محدود شده هست که افراد سعی می‌کنند تا آنجا که می‌توانند هزینه‌هایشان را کاهش دهند. در اغلب این موارد بخشی از هزینه‌ای که معمولاً خانواده‌ها از آن چشم پوشی می‌کنند، بودجه‌ی اجرای موسیقی هست. البته در زندگی شهری که بحث تجملات و مصرف‌گرایی مطرح هست، وضع فرق می‌کند. در واقع جشن‌ها به موسیقی‌های از قبل ضبط شده، معطوف شده هست و دیگر از هنرمندان برای اجرای زنده دعوت نمی‌کنند. از طرفی سبک زندگی نیز تغییر پیدا کرده هست. این افراد که در جشنواره‌ها هنرمند خطاب می‌شوند در طول سال باید چگونه زندگی کنند؟ در همه جای دنیا دولت از هنرمندان و کارهای هنری آنها حمایت می‌کند. دولت می‌تواند روش‌هایی ایجاد کند که افراد ثروتمند نیز در این بخش شریک شوند. برندهای برجسته دنیا همواره پشتیبان مالی کنسرت‌های بزرگ و اُپراهای جهان هستند. در کشور ما هم افرادی هستند که دوست دارند در این بخش سرمایه گذاری کنند اما دولت باید شرایط را برای این امور تسهیل کند.

برای مثال فستیوال آینه‌دار چکار می‌کند؟

البته طبیعی‌ هست با سرمایه‌های محدود بخش خصوصی نمی‌توان توقع زیادی داشت.

به نظر شما دولت چه کمکی می‌تواند به آنها کند؟

یکی از کارها این هست که حداقل حقوقی برای این افراد که می‌توان تعدادشان را با سرشماری مشخص کرد، تعیین کند. در حال حاضر مبلغ ۱۵۰ هزار تومانی که از نظر ما رقمی نیست و موسسه هنرمندان پیشکسوت به آنها پرداخت می‌کند، می‌تواند بخشی از مخارج زندگی آنها در روستا را تأمین کند. این بودجه قبل از انقلاب تصویب و اجرا شد و بخش تشویقی هم به پیشنهاد خانم مجد برقرار شد اما پس از انقلاب مغفول ماند.

چطور هست که بیمه موظف هست طلاب را حتا اگر ۹۰ ساله هم باشد بیمه کند؟ خوب برای هنرمندان موسیقی قومی ایران که جزو عناصر هویتی کشورمان هستند هم استثنا قائل شوند

آن بخش تشویقی چه بود؟

قرار بود هر استادی، شاگردی مثل خودش تربیت کند و هر چه که می‌داند را به شاگرد منتقل کند تا حقوقش دو برابر ‌شود. بعد از انقلاب مجدداً این موضوع با پیشنهاد محمدرضا درویشی در دولت آقای خاتمی برای تعداد محدودی از هنرمندان که وضع مالی بدی داشتند، احیا شد. بعدها پروژه‌ای با نام طرح تکریم ایجاد شد که هر ماه مبلغی به هنرمندان بالای ۶۰ سال پرداخت ‌شود. من به آقای حسینی معاون هنری وزارت ارشاد پیشنهاد می‌کنم زحمت بکشند و شرایطی فراهم کنند که به یکسری افراد به صورت مادام‌العمر خود و همسرشان حقوق پرداخت شود و زمانی هم که این هنرمندان و همسرشان از دنیا رفتند این مبلغ قطع شود. از نظر ما یک هنرمند آینه‌ی فرهنگ بخشی از یک ملت و مملکت هست و وقتی او به نان شب محتاج هست، هنر دیگر برایش مفهومی ندارد. کمک‌های موقتی هم مثل مُسکن‌هایی هست که آنها را بیشتر تخریب و خوار می‌کند. من معتقدم کف حقوق تعریف شده در قانون کار باید شامل حال هنرمندان شود و همچنین آنهایی که سن بالای ۵۰ سال دارند نیز از خدمات بیمه برخوردار شوند. قانون استثنا هم دارد. چطور هست که بیمه موظف هست طلاب را حتا اگر ۹۰ ساله هم باشد بیمه کند؟ خوب برای هنرمندان موسیقی قومی ایران که جزو عناصر هویتی کشورمان هستند هم استثنا قائل شوند. الآن من به موسیقی‌های شهری یا اصطلاحاً عامیانه و یا هر اسمی که روی آن می‌گذارند، و برخی افراد در مورد آن مناقشه‌های فقهی وارد می‌آورند، کاری ندارم. الآن بحث من صرفاً موضوع موسیقی اقوام هست که در باور بسیاری از علما این موسیقی‌ها موسیقیِ مقامی و ارزشی هم هستند. اینکه به شکل یک لایحه درخواست شود که مجلس در قانون بیمه یک تغییر کوچک انجام دهد، هیچ سختی و دردسری ندارد. می‌توان از یک مبدا تاریخی به بعد هنرمندان زیر ۵۰ سال را بیمه کنیم و پس از آن هر کس برای این کار اقدام نکند، مسئولتش با خودش هست. همچنین برای هنرمندان بالای ۵۰ سال هم کمک مادام‌العمر کنیم و طبیعی هست که چنین هنرمندانی هم در نهایت از یک زمان به بعد دیگر تمام می‌شوند. این مشکلات را باید معاونت هنری به اطلاع وزیر برساند. وزیر هم به هیأت دولت پیشنهاد دهد تا تصویب شود و سپس موضوع برای قانونی شدن به مجلس ارجاع داده شود. مسئله حفظ موسیقی مقامی ایران هست که هویت کشورمان محسوب می‌شود. موسیقی مقامی احترام دارد و از ده کلمه‌ای که هنرمندان آن به زبان می‌آورند پنج کلمه‌اش نام الله هست.

اینکه به یکسری هنرمند که در بافت روستا زندگی می‌کند عنوان دکتر می‌دهند، کار اشتباهی هست. هنرمندی داریم که از وقتی درجه‌ی هنری گرفته‌ به تهران مهاجرت کرده و آواره شده هست اما زمانی که در شهر یا روستای خودش زندگی می‌کرد، نوازنده خوبی بود

اگر اجازه بدهید مایلم به یکی دیگر از مشکلات جدی دیگر در حوزه‌ی موسیقی اقوام اشاره کنم. من معتقدم یکی از مشکلات بزرگ ما به اشتباه جا افتادن اعطای درجه‌ی هنری به هنرمندان موسیقی اقوام هست. من نمی‌گویم نباید این درجه هنری به هنرمندان داده شود چون در همه جای دنیا وجود دارد اما اینکه به یکسری هنرمند که در بافت روستا زندگی می‌کند عنوان دکتر می‌دهند، کار اشتباهی هست. هنرمندی داریم که از وقتی درجه‌ی هنری که معادل دکترا محسوب می‌شود، گرفته‌ به تهران مهاجرت کرده و آواره شده هست؛ در حالی که زمانی در شهر یا روستای خودش زندگی می‌کرد، نوازنده خوبی بود. برای موسسه هنرمندان پیشکسوت که زیر نظر وزارت ارشاد کار می‌کند و به هنرمندان بالای ۶۰ سال مبلغی می‌دهد، شرط گذاشتند که اگر هنرمندی درجه‌ی یک هنری نداشته باشد، این مبلغ به شامل حال آنها نمی‌شود. هنرمندان هم تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا درجه‌ی هنری بگیرند به همین دلیل رقابتی بین هنرمندان موسیقی اقوام بوجود آمده تا به هر شکلی که شده  این عنوان را کسب کنند. اگر ظرفیت عضوگیری موسسه هنرمندان پیشکسوت تکمیل شده هست که نباید آن را با یک اشتباه دیگر جبران کرد! به باور من این کار مثل ریختن گازوییل یا نفت پای درخت هست که باعث خشک شدن درخت کهنسال می‌شود و باید جلوی این روش اشتباه گرفته شود و به هر شکل سایه‌ی سنگین ایجاد رقابت برای گرفتن درجه‌ی یک هنری از سر هنرمندان موسیقی اقوام حذف شود. شاید هنرمندی که با مفاهیم شهری و مدرن و در شهر زندگی می‌کند، معیشت و اقتصاد آن بر پایه روابط شهری تعریف می‌شود حقش باشد که این عنوان را دریافت کند. کسی که درجه‌ی یک هنری (معادل دکترا) را می‌گیرد یعنی صلاحیت علمی تدریس در دانشگاه را دارد. اما به واقع وقتی کسی که به عنوان مثال چوپان هست و نی ساربانی می‌زند، در کار خودش هم درجه‌ی یک هست، مدرک درجه‌ی یک هنری می‌گیرد، چه مزیتی برای او محسوب می‌شود؟

کبریا حسین‌زاده – ایسنا

انتهای پیام



Source by [author_name]

  • تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : اسلیک

یک نویسنده و خبرنگار گفت: تغییر نگرش مدیران رسانه‌ها به دفاع مقدس یک ضرورت هست و خبرنگاران حوزه دفاع مقدس باید با یکدیگر در ارتباط باشند و به آثار این حوزه توجه کنند.

هشت سال دفاع مقدس از جمله مقاطع سرنوشت‌ساز تاریخ جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود که هریک از آحاد جامعه به اندازه توان خود در آن سهیم بوده‌اند. تجارب و ارزش‌های آفریده شده در این دوران آنچنان عمیق هستند که آثارش تنها به آن دوران اختصاص نیافته هست و اصحاب رسانه و قلم همواره کوشیده‌اند با شیوه‌های گوناگون  از جمله اطلاع‌رسانی و تولیدات هنری، مسائل مرتبط با دوران دفاع‌مقدس را پویا و جاوید سازند.

در این میان نقش خبرنگارانی که در حوزه دفاع‌مقدس و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت فعالیت دارند آنطور که باید معرفی و شناخته نشده هست. به همین دلیل سرویس فرهنگ حماسه ایسنا تلاش دارد ضمن معرفی مروجان رسانه‌ای فرهنگ ایثار و شهادت، تجربیات آنها را پیرامون چگونگی اطلاع‌رسانی اثربخش بازگو کند. همچنین در این گفت‌وگوها نظرات خبرنگاران را در زمینه برخی تولیدات هنری جویا شود. 

میثم رشیدی مهرآبادی هستم

یکی از این خبرنگاران و مروجان فرهنگ ایثار و شهادت، «میثم رشیدی‌مهرآبادی» نام دارد. او نویسنده پنج اثر در حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی هست و در رسانه‌های مکتوب و خبرگزاری‌های متعددی فعالیت خبری و مدیریتی داشته هست. این خبرنگار و نویسنده درباره چگونگی حضورش در عرصه ایثار و شهادت روایت می‌کند: من دانش آموز دبیرستان بودم که راهم را برای روزنامه نگاری انتخاب کردم و دوره‌های خبرنگاری را در خانه روزنامه نگاران جوان گذراندم.


بعد از آن با توجه به علاقه‌ام نسبت به موضوع جهاد و شهادت و حظور پر رنگ خانواده‌ام در جنگ تحمیلی، این موضوع و گرایش را در نوشته‌هایم انتخاب کردم و راهم را ادامه دادم. البته به طور حاشیه‌ای در زمینه سینما و کتاب هم دست به قلم بردم و به نوشتن رمان هم روی آوردم اما راه اصلی‌ام همان نوشتن درباره دفاع، جهاد و مقاومت هست که شکر خدا ۲۰ سال هست آن را ادامه داده‌ام.

لزوم تغییر نگرش مدیران رسانه به دفاع مقدس

میثم رشیدی در بخش دیگر سخنانش با اشاره به چالش اصلی پیش روی فعالیت‌های رسانه‌ای در زمینه دفاع مقدس بیان می‌کند: چالش اصلی را در درون رسانه‌ها داریم چرا برخی مدیران رسانه‌های داخلی اصولا یا زیر بار داشتن سرویس مرتبط با ایثار و شهادت نمی‌روند یا اگر بروند شأن و جایگاه مناسبی برایش قائل نیستند. در حرف‌هایشان ممکن هست مطالب بسیاری از دفاع مقدس به زبان آورند اما در عمل چنین چیزی مشاهده نمی‌شود. همین دیدگاه باعث می‌شود که سرویس‌های ایثار و شهادت و بخش‌هایی که به دفاع مقدس و مطالب این چنینی اختصاص دارد همانند چرخ پنجم یک خودرو باشند. در این فضا خبرنگاران و نویسندگان حوزه دفاع مقدس باید تلاش کنند که آثارشان از نظر محتوایی غنی باشد و برای تولیدات خود تیترهای پربازدید بزنند و دبیران و سردبیران نیز ضریب‌های مناسبی برای آن‌ها در نظر بگیرند تا خستگی از تن خبرنگار خارج شود.

خبرنگاران دفاع مقدس با یکدیگر ارتباط داشته باشند

این فعال رسانه‌ای با اشاره به اینکه خبرنگاران و نویسندگان حوزه دفاع مقدس باید با یکدیگر دیدار حضوری داشته باشند، توضیح داد: قطعا افرادی که در حوزه‌های ایثار و شهادت و دفاع مقدس قلم می‌زنند یک دلبستگی و عشق شخصی به موضوع دارند و همین باعث می‌شود تا در برابر ناملایماتی که ممکن هست با آن مواجه شوند، ایستادگی کنند. بهتر هست این افراد ارتباطات خود را به فضای مجازی یا شبکه‌های اجتماعی محدود نکنند و در طول سال دیدارهای حضوری با یکدیگر داشته باشند. این دیدارها باعث می‌شود که در انتقال تجربه با یکدیگر همراه شوند و در صورتی که کار فاخری انجام می‌دهند سایرین از آن حمایت کنند.

کتاب «حاجی فیروز» حاوی خاطرات فیروز احمدی  نوشته «میثم رشیدی‌مهرآبادی»

رشیدی‌مهرآبادی بیان کرد: همچنین از فضای مجازی و شبکه‌های ارتباطی نیز می‌توانند بهره‌مند شوند و روزانه نسبت به آنچه که مشاهده می‌کنند به گفت و شنود بپردازند و نسبت به وقایع روز جامعه حساس، آگاه و به روز باشند.

دفاع پرس یک اتفاق خوب بود

وی یادآور شد: یکی از تجربه‌های خوب در حوزه دفاع مقدس فعالیت خبرگزاری «دفاع پرس» بود. اگرچه در ابتدا نسبت به آن خوشبین نبودیم اما رشد مناسبی داشت و توانست بخشی از کار زمین مانده دفاع مقدس را به دوش بکشد. اگرچه همچنان ضعف‌هایی دارد. اما توصیه می‌کنم بهتر هست بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس به عنوان متولی اصلی دفاع مقدس تمام تخم‌مرغ‌هایش را درون یک سبد نگذارد. این بنیاد با در دست داشتن اسناد، آثار و مدارکی  می‌تواند سایر رسانه‌ها را تغذیه کند. در این صورت هست که می‌توانیم انبوهِ پراکنده و مفیدی از مطالب مرتبط با دفاع مقدس را به مخاطبان و جامعه عرضه کنیم.

رشیدی‌مهر آبادی با تأکید بر این اصل که مسئولین باید نسبت به فعالیت رسانه‌ها هوشیار باشند، گفت: شاهد بودیم که در سال‌های اخیر برخی از رسانه‌ها در حوزه ایثار و شهادت یا جهاد و مقاومت به دلیل نوع مدیریت‌شان از نظر کیفی یا کمی اُفت داشتند، در این شرایط باید مسئولان هوشیار باشند و به مدیران یادآور شوند که اخبار آن‌ها را رصد و پیگیری می‌کنند و کار رسانه برای آن‌ها مهم هست و نسبت به آن ارج و قرب قائل هستند. در صورتی که رسانه با مشکلی مواجه شده هست نهادهای مرتبط با دفاع مقدس می‌توانند ضمن توجه به استقلال رسانه‌ها، مکمل آنها باشند و نقش مشورتی را در کنارشان ایفا کنند.

به آثار دفاع مقدسی سایر رسانه‌ها توجه کنیم

نوسنده کتاب «حاجی فیروز» گفت: یکی از توصیه‌های من به دوستانم در حوزه ایثار و شهادت این هست که حامی یکدیگر باشند. به این معنی که اگر رسانه‌ای تولید شاخصی داشت آن را با ذکر منبع بازنشر دهیم. این گونه باعث می‌شود که ضمن حفظ فضای رقابتیِ میان اهالی رسانه فعال در حوزه دفاع مقدس نوعی مَودت و رفاقت ایجاد شود چرا که دیده شدن آثار شاخص سایر رسانه‌ها برکات خوبی را هم برای جامعه و هم برای رسانه خواهد داشت و این گونه اثربخش‌تر خواهد بود.

کتاب «خیابان تبریز» نوشته «میثم رشیدی‌مهرآبادی»

رشیدی‌مهرآبادی با اشاره به سیاست کاری در سایت خبری «مشرق» توضیح داد: آنچه که ما در مشرق نسبت به آن حساس هستیم این هست که به دفاع مقدس نگاه جناحی یا سیاسی نداریم و در صورتی که مشاهده کنیم رسانه‌ای تولید فاخری در حوزه دفاع مقدس داشته هست آن را با تیتر مناسب و جذاب بازنشر داده و ضریب خوبی می‌دهیم تا مخاطبان آن را ببینند. در این سایت خبری معمولا اخبار مرتبط با جهاد و شهادت در رقابت با حوزه‌های پربازدید مثل خبرهای ورزشی مخاطب دارد و بعضا یک یا دو خبر پر بازدید سایت را اخبار دفاع مقدس تشکیل می‌دهند. بی‌شک توجه ویژه مسئولان و سردبیر مشرق به این اخبار، در این موفقیت بی‌تاثیر نیست.

انتهای پیام



Source by [author_name]

  • تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

دانلود فیلم سال دوم دانشکده من

در ادامه این مطلب از تکراری ها دانلود فیلم بسیار زیبا و دیدنی سال دوم دانشکده من با کیفیت های متفاوت و لینک مستقیم دانلود

فیلم سال دوم دانشکده من با کیفیت های اصلی و مختلف ۴۸۰ و ۷۲۰ و ۱۰۸۰ به همراه تصاویر بازیگران و پشت صحنه بدون تگ تبلیغاتی

این فیلم محصول سال ۱۳۹۶ می باشد .

دانلود فیلم سال دوم دانشکده من 1 دانلود فیلم سال دوم دانشکده من

دانلود فیلم سال دوم دانشکده من

فیلم سال دوم دانشکده من به کارگردانی رسول صدر عاملی ، تهیه کنندگی مسعود ردایی و نویسندگی پرویز شهبازی ساخته شده است .

رسول صدرعاملی پیش از این فیلم در انتظار معجزه را به فاصله ۸ سال ساخته بود .

اسم قبلی این فیلم چشم عروسک بود اما به سال دوم دانشکده من تغییر یافت .

بازیگران فیلم سال دوم دانشکده من

علی مصفا ، بابک حمیدیان ، شقایق فراهانی ، پدرام شریفی ، نیلوفر خوش خلق ، شیوا خسرومهر ، مریم بوبانی ، علیرضا استادی ، ویشکا آسایش و افشین هاشمی بازیگران این فیلم سینمایی هستند .

عوامل فیلم سال دوم دانشکده من

کارگردان : رسول صدر عاملی

نویسنده : پرویز شهبازی

تهیه کننده : مسعود ردایی

مدیر فیلمبرداری : هومن بهمنش

تدوین : مصطفی خرقه پوش

طراح گریم و چهره : عبدالله اسکندری

در ادامه جدیدترین عکس های فیلم سال دوم دانشکده من و پشت صحنه آن را مشاهده خواهید کرد :

دانلود فیلم سال دوم دانشکده من 4 دانلود فیلم سال دوم دانشکده من

عکس های فیلم سال دوم دانشکده من

دانلود فیلم سال دوم دانشکده من 3 دانلود فیلم سال دوم دانشکده من

پشت صحنه فیلم سال دوم دانشکده من

دانلود فیلم سال دوم دانشکده من 2 دانلود فیلم سال دوم دانشکده من

لینک های دانلود فیلم سینمایی سال دوم دانشکده من پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم سال دوم دانشکده من اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : اسلیک

آرایش چشم عربی یکی از آرایش‌هایی هست که طرفداران زیادی دارد. در این آرایش چشم معمولا ابروها به سمت بالا بوده و از سایه به رنگ تیره استفاده می‌شود. فقط باید هنگام انتخاب ترکیب رنگ دقت داشته باشید که به چهره شما می‌آید یا نه؟ چون این ترکیب آرایش چشم و سایه خیلی خاص هست و با هر فرم صورتی زیبا دیده نخواهد شد. معمولا در این آرایش از مژه مصنوعی استفاده می‌شود تا رنگ مشکی آن به چشم بخورد. در این مطلب از مجله بانوان و دخترانه صورتی‎ها، گالری از مدل سایه چشم عربی را مشاهده می‌کنید. همراه ما باشید.

مدل سایه چشم عربی

مدل سایه چشم عربی

سایه چشم عربی جدید

سایه چشم عربی جدید

سایه چشم عروس عربی

سایه چشم عروس عربی

انواع سایه چشم عربی

انواع سایه چشم عربی

عکس سایه چشم عربی

عکس سایه چشم عربی

نکات قابل توجه موقع آرایش چشم عربی:

  • ابتدا باید تمام سطح پلک را با چسب لاتکس یا چسب سایه گریم بپوشانید.
  • سپس دقیقا از جایی که مژه‌ها رشد کرده هست تا خط پلک، سایه تیره مانند مشکی و یا سرمه‌ای می‌زنید.
  • زیر ابرو را هم باید سایه سفید براق و یا طلایی بزنید تا مدل ابرو و آرایش چشم مرتب دیده شود.
  • سایه طلایی و سبز نیز به این آرایش می‌توانید اضافه کنید.

سایه چشم عرب

سایه چشم عرب

سایه های چشم عربی

سایه های چشم عربی

سایه چشم عربی

سایه چشم عربی

مدل سایه چشم عربی ۲۰۱۸

مدل سایه چشم عربی 2018

مدل سایه چشم عربی

مدل سایه چشم عربی

ممنون که همراه ما هستید.

  • تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

سوپرایز جدید رسانه بزرگ تکراری ها دانلود فیلم فوق العاده زیبا ، جذاب و تماشایی آهوی پیشونی سفید ۲ با کیفیت های متفاوت و لینک مستقیم

فیلم آهوی پیشونی سفید ۲ با کیفیت های ۴۸۰ و ۷۲۰ و ۱۰۸۰ به همراه تصاویر بازیگران با گریم های خاص و متفاوت به همراه معرفی عوامل و بازیگران

این فیلم محصول سال ۱۳۹۶ می باشد .

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2 1 دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

فیلم آهوی پیشونی سفید ۲ به کارگردانی ، نویسندگی و تهیه کنندگی سید جواد هاشمی تهیه و تولید شده است .

فیلم آهوی پیشونی سفید ۱ یکی از پر هزینه ترین فیلم های کودک و نوجوان در ۵ سال اخیر بود و از نگاه تماشاگران ، بهترین فیلم جشنواره شد .

نکته فابل توجه در مورد این فیلم گریم های خاص و متفاوت بازیگران می باشد .

این فیلم را می توان یکی از قوی ترین و بهترین فیلم های فانتزی در ایران نامید .

قسمت دوم این فیلم پس از ۵ سال ساخته شد و داستان خود فیلم نیز ۵ سال پس از اتفاقات قسمت اول به تصویر کشیده می شود .

بازیگران فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

ارسلان قاسمی ، امیر غفارمنش ، پژمان بازغی ، ترلان پروانه ، سید جواد هاشمی ، لیلا اوتادی ، محمدرضا شریفی نیا ، هومن حاجی عبداللهی ، امیررضا احمدی ، امیر سهیلی ، داریوش پیرو ، ابراهیم شفیعی ، یوسف طاهریان ، فرزانه زهره وند ، رکسانا وطن خواه ، ساناز نادری

عوامل فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

کارگردان ، نویسنده و تهیه کننده : سیدجواد هاشمی

صدابردار : امیر پرتوزاده

تصویربرداری : فرشاد خالقی

منشی صحنه : مهران گنبدلو

گریم و چهره : شهرام خلج

مدیر تولید : ایرج طایفه

دستیار کارگردان : عباس دلدار

جلوه های ویژه : محمد رضا نجفی امامی

طراح لباس : سحر گوران

تدارکات : مجید رنجبر

موسیقی : بهنام صبوحی

در ادامه تصاویر دیدنی و جذاب فیلم آهوی پیشونی سفید ۲ را مشاهده خواهید کرد :

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2 2 دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2

فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2 8 دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2

عکس پژمان بازغی در فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2 7 دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2

گریم متفاوت بازیگران فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2 6 دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2

بازیگران فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2 5 دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2

تصاویر فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2 4 دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2

پشت صحنه فیلم آهوی پیشونی سفید ۲

دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2 3 دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید 2

لینک های دانلود فیلم سینمایی آهوی پیشونی سفید ۲ پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم آهوی پیشونی سفید ۲ اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : اسلیک

به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : هر ساله مدل های جوان و زیبایی وارد صنعت مد می شوند، به همین دلیل مدل های قدیمی تر باید تمام تلاش شان را بکنند تا در رقابت با آنها شکست نخورند. به عنوان مثال ما برای اولین بار نائومی کمبل و کیت ماس را در کنار هم روی دفیله مشاهده کردیم. با این که هر دوی آنها در صنعت مد و فشن شهرت جهانی دارند اما هر کدام شان به شخصه سعی کردند که بیشتر از همیشه به چشم آیند. 

در میان اینهمه مدل های جوان و زیبا، مدلی ۸۹ ساله به نام دافنه سلف وجود دارد که نامش به عنوان پیرترین مانکن در گینس ثبت شده هست. این ستاره دنیای مد و فشن از سال ۱۹۴۹ تا به حال مشغول فعالیت بوده هست و جالب اینجاست که او همچنان برای انجام کارهایش علاقه و اشتیاق نشان می دهد. 

 

 پیرترین مدل جهان در تبلیغات لوازم آرایش!

او پس از تولد ۲۱ سالگی اش، در مسابقه ای شرکت کرد و از همان زمان به دنیای مد و فشن راه یافت. او آنقدر توانایی بالایی در این کار داشت که نه تنها در فشن شوها، بلکه در تبلیغات مختلفی، از تبلیغات لباس گرفته تا محصولات غذایی، دیده می شد.

 

 پیرترین مدل جهان در تبلیغات لوازم آرایش!

 

او پس از ازدواج با جیم اسمیت، که تهیه کننده تئاتر و تلویزیون بود، مادلینگ را رها و به هرتفوردشر نقل مکان کرد و در آنجا به بزرگ کردن ۳ فرزند خود مشغول شد. اما پس از مرگ شوهرش، او بار دیگر در سن ۷۰ سالگی، به مادلینگ روی آورد، گویی برای این حرفه از نو متولد شد. عکس های او در مجلات مشهوری چون «Vogue» و تبلیغات برندهای لوکسی چون دولچه و گابانا، نیوا و اولای دیده می شود. در واقع دافنه سلف با حضور خود ثابت کرد که سن نمی تواند مانع از هیچ کاری شود. 

 

 پیرترین مدل جهان در تبلیغات لوازم آرایش!

دافنه می گوید: «زندگی در قرن بیست و یک با زندگی در دوره ای که من جوان بوده ام، کاملا فرق دارد. به عنوان مثال من در آن زمان می توانستم در عرض یک روز با تاکسی یا اتوبوس لندن را بگردم اما حال مجبورم که بیشتر وقتم را در ترافیک بگذرانم. یا زمانی که در شوهای مد شرکت می کنم، جمعیت زیادی از جوانان را می بینم که دور و برم را گرفته اند. تا به حال چندین بار شده که حتی جای نشستن هم نداشتم اما هیچکدام از آنها حتی به فکر من نبوده اند که برایم یک صندلی بیاورند. من از این موضوع ناراحت نمی شوم اما از این همه تغییر رفتار نسل ها، به فکر فرو می روم. با این حال من خوشحالم که هنوز طرفدارانی دارم و شرکت های بزرگ دنیا به من پیشنهاد کار می دهند.

 

من حرفه ام را دوست دارم و به واسطه آن با افراد زیادی آشنا می شوم. من لباس های زیبا می پوشم و به نقاط مختلف جهان سفر می کنم و تمام اینها برای من لذت بخش هست. من از این که در این سن همچنان برای جامعه ام مفید هستم، به خودم افتخار می کنم. من به صورت آنلاین شاگردانی نیز دارم که در بالا بردن اعتماد به نفس من نقش زیادی دارند. در کل من روابط اجتماعی بالایی دارم و بسیار هم هنر دوستم. به بیان دیگر در هنر کنجکاوی زیادی می کنم و سعی دارم که از مردم و هنر جامعه ام، تا جایی که در توانم هست، حمایت کنم.» 

 

 پیرترین مدل جهان در تبلیغات لوازم آرایش!

 

پیرترین مدل جهان در تبلیغات لوازم آرایش! 

جالب اینجاست دافنه سلف اخیرا مدل تبلیغات ریمل «Bespoke» شده هست. اگر چه او در این سن مژه های پرپشتی ندارد، اما با این حال در دنیای مد و فشن آنقدر محبوب و تواناست که توانسته با اعتماد به نفس بالا، مادلینگ این تبلیغ را به عهده بگیرد. ویدیوی این تبلیغ را می توانید در ادامه مطلب مشاهده کنید. 

 

دافنه در این ویدیو می گوید: «اسم من دافته هست. من یک مدل هستم. من کار مادلینگ را از سن ۲۰ سالگی آغاز کردم. پس از آن در سن ۷۰ سالگی، بار دیگر این حرفه و جذابیت هایش را کشف کردم.  اخیرا به من پیشنهاد شده که در تبلیغات ریمل به عنوان مدل شرکت کنم، که من هم از آن استقبال کردم. من از مژه های بلند و پرپشت لذت می برم و ریمل «Bespoke» این فرصت را در اختیار من قرار داده هست. واقعا فوق العاده هست!»

  • تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : تبلیغ

دانلود فیلم دلم می خواد

همینک در رسانه فیلم و سریال تکراری ها دانلود فیلم فوق العاده زیبا و تماشایی دلم می خواد با بهترین کیفیت و لینک مستقیم

فیلم دلم می خواد با هنرنمایی محمدرضا گلزار ، مهناز افشار و رضا کیانیان با بهترین کیفیت و تصاویر بازیگران و پشت صحنه و معرفی عوامل

این فیلم محصول سال ۱۳۹۲ می باشد .

دانلود فیلم دلم می خواد 1 دانلود فیلم دلم می خواد

دانلود فیلم دلم می خواد

فیلم دلم می خواد به کارگردانی بهمن فرمان آرا ، نویسندگی امید سهرابی و تهیه کنندگی علی تقی پور ساخته شده است .

این فیلم یکی از فیلم های پربازیگر است که محمدرضا گلزار ، مهناز افشار ، رضا کیانیان و … در آن به ایفای نقش پرداخته اند .

بازیگران فیلم دلم می خواد

رضا بهبودی ، رضا کیانیان ، محمدرضا گلزار ، مهناز افشار ، ندا مقصودی ، پیام دهکردی ، صابر ابر ، رویا نونهالی ، علی سرابی ، بهناز جعفری ، فرزین صابونی ، سحر دولتشاهی ، احمد ساعتچیان ، مریم شیرازی ، سیاوش چراغی پور ، مرتضی زارع

عوامل فیلم دلم می خواد

کارگردان : بهمن فرمان آرا

نویسنده : امید سهرابی

تهیه کننده : علی تقی پور

موسیقی : کارن همایون فر

مدیر فیلم برداری : داوود امیری

تدوین : عباس گنجوی

در ادامه شما عزیزان را به دیدن جدیدترین تصاویر فیلم سینمایی دلم می خواد دعوت می کنیم :

دانلود فیلم دلم می خواد 2 دانلود فیلم دلم می خواد

محمدرضا گلزار و رضا کیانیان در فیلم دلم می خواد

دانلود فیلم دلم می خواد 8 دانلود فیلم دلم می خواد

بازیگران فیلم دلم می خواد

دانلود فیلم دلم می خواد 7 دانلود فیلم دلم می خواد

عکس های فیلم دلم می خواد

دانلود فیلم دلم می خواد 6 دانلود فیلم دلم می خواد

پشت صحنه فیلم دلم می خواد

دانلود فیلم دلم می خواد 5 دانلود فیلم دلم می خواد

نمایی از فیلم سینمایی دلم می خواد

دانلود فیلم دلم می خواد 4 دانلود فیلم دلم می خواد

عوامل فیلم سینمایی دلم می خواد

دانلود فیلم دلم می خواد 3 دانلود فیلم دلم می خواد

لینک های دانلود فیلم سینمایی دلم می خواد پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم دلم می خواد اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : اسلیک

مسئولان اصرار می‌کردند که جوان را پیاده و خلبان عراقی را سوار کنم، امّا من زیر بار نمی‌رفتم. با آنها گرم جر و بحث بودم که احساس کردم یک نفر با انگشتانش به لباس پروازم و پایم چنگ می‌زند…

به گزارش ایسنا، جملات بالا بخشی از خاطرات سرهنگ خلبان هوانیروز غلامرضا تاییدی‌فر از فداکاری یک نوجوان رزمنده ایرانی هست. در ادامه خاطره او آمده هست: اوایل جنگ، نقاطی را برای نشست و برخاست بالگرد در جنوب برای تخلیه مجروحان مهیا کرده بودند که مهمترین این نقاط نزدیک خرمشهر بودند و با نام‌های قایق ۶‌، ۵ ،۴ ،۳ ،۲ ،۱ خوانده می‌شدند. مجروحان را به بیمارستان‌های اهواز، آبادان، دزفول، اندیمشک و ماهشهر انتقال می‌دادیم.

وضعیت جنگ بحرانی، مصدومان و شهدا بسیار و بالگردهای هوانیروز به صورت مداوم در رفت و برگشت بودند. در آن نقاط مجروحان طبقه‌بندی می‌شدند. کسانی که ضربه مغزی، قطع نخاع یا اضطراری بودند، در اولویت اول و بقیه پس از آنها ترابری هوایی می‌شدند. در یکی از روزهای عملیات در نقطه «قایق ۵»، برای تخلیه مجروحان فرود آمدم. در حین تخلیه مجروحان به داخل بالگرد، نگاهم روی جوان کم سن و سالی، میخکوب ماند که ملحفه‌ای رویش کشیده بودند و چند جای بدن او خونی بود. کنارش رفتم.

حالش بسیار وخیم بود و به درستی قادر به حرف زدن نبود. به مسئول تخلیه اشاره کردم که او را به داخل بالگرد منتقل کند و خودم برای بازدید بالگرد رفتم. وقتی بازگشتم با تعجب دیدم که او هنوز در همان محل هست. این بار به «کروچیف۲»(خدمه پروازی بالگرد)  گوشزد کردم که او را سوار کند و خودم ایستادم تا به داخل منتقل شد. دوباره برای انجام کاری صدایم کردند. برای بار سوم که بازگشتم دهانم از تعجب باز ماند چرا که مجدداً او را پیاده و در همان جای قبلی قرار داده بودند.

عصبانی شدم و شروع به پرخاش به مسئولان تخلیه کردم. با سر و صدای من، مجروح را به کنار بالگرد که کاملاً پر شده بود، انتقال دادند و هر طور بود جایی در انتهای بالگرد برایش درست کردند. خیالم که از بابت او راحت شد، برای پرواز آماده شدم. آمبولانسی آژیر کشان از راه رسید و در کنار بالگرد توقف کرد. داخل آمبولانس یک خلبان مجروح عراقی بود که هواپیمایش به وسیله نیروهای ما سرنگون شده بود. بالگرد بعدی هنوز از راه نرسیده بود و مسئولان اصرار می‌کردند که جوان را پیاده و او را سوار کنم، امّا من زیر بار نمی‌رفتم. با آنها گرم جر و بحث بودم که احساس کردم یک نفر با انگشتانش به لباس پروازم و پایم چنگ می‌زند. نگاه که کردم پنجه همان نوجوان بود و حالتی که انگار می‌خواهد حرف بزند.

وقتی صورتش را متوجه خودم دید، بریده بریده گفت: «اول او را سوار کنید، دارد می‌میرد.» قصد این کار را نداشتم اما نگاه و صورتش آن‌قدر التماس‌آمیز بود که ناچار رضایت دادم. آنها هم او را پیاده و خلبان مجروح عراقی را جایش خواباندند. اگرچه آن خلبان نرسیده به بیمارستان مرد. در بازگشت با آخرین سرعت پرواز کردم و تمام فکر و ذهنم به آن نوجوان مجروح بود. وقتی در محل مجروحان فرود آمدم و بالای سرش رفتم، شهید شده بود.

انتهای پیام

  • تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : اسلیک

در این بخش از عکس‌های بازیگران و هنرمندان، عکس های جدید الناز حبیبی را خدمت شما آماده کرده‌ایم. الناز حبیبی متولد ۲۱ مرداد ماه سال ۱۳۶۷ در شهر همدان از بازیگران زن ایرانی هست. او فارغ‌التحصیل رشته تدوین هست و در زمینه تئاتر، سینما و تلویزیون مشغول به فعالیت هست.

عکس های جدید الناز حبیبی

عکس های جدید الناز حبیبی

الناز حبیبی از ۹ سالگی بازیگری را آغاز کرده هست و از سال ۷۶ با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکاری‌اش را آغاز کرد. تا کنون، در چند مجموعه تلویزیونی و فیلم سینمایی بازی کرده‌هست. پس از آن که سعید سلطانی برای ۳ فیلم خود او را انتخاب کرد، به‌طور جدی‌تر این حرفه را دنبال کرد. تا کنون، در ۳ فیلم از کیانوش عیاری نیز جلوی دوربین رفته‌هست. تا کنون چندین تئاتر را بر روی صحنه بازی کرده‌هست که به مهمترین نقش ایشان در تئاتر می‌شود به نمایش سلول‌های حروم… اشاره کرد در ابن نمایش با مهدی ساکی و آرش اشاداد هم بازی بود.

الناز حبیبی یک بار در سال ۱۳۹۱ ازدواج کرد که این ازدواج طولی نکشید به طلاق انجامید.

در ادامه عکس ها جدید الناز حبیبی را مشاهده می‌کنید.

 

عکس‌های جدید الناز حبیبی

عکس‌های جدید الناز حبیبی

عکس جدید الناز حبیبی

عکس جدید الناز حبیبی

الناز حبیبی بازیگر زن سینمای ایران

الناز حبیبی بازیگر زن سینمای ایران

تصاویر الناز حبیبی

تصاویر الناز حبیبی

گالری عکس الناز حبیبی

گالری عکس الناز حبیبی

عکس‌های جدید الناز حبیبی

عکس‌های جدید الناز حبیبی

عکس جدید الناز حبیبی

عکس جدید الناز حبیبی

الناز حبیبی بازیگر زن سینمای ایران

الناز حبیبی بازیگر زن سینمای ایران

تصاویر الناز حبیبی

تصاویر الناز حبیبی

عکس های جدید الناز حبیبی

گالری عکس الناز حبیبی

امیدواریم از مشاهده عکس های جدید الناز حبیبی لذت برده باشید. ممنون از همراهی‌تان.

  • تاریخ : ۲۸ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : اسلیک

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: لحظه‌های خاصی که انسان فکر می‌کند به پایان دنیا رسیده، با یک شعر یا یک بیت، دریچه‌های جدیدی برای زندگی پدید می‌آید.

به گزارش ایسنا، و به نقل از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیدعباس صالحی در دومین محفل شب‌های شعر تهران با بیان این مطلب افزود: همه نجواهای عاشقانه وقتی اوج می‌گیرد، زبان شعر پیدا می‌کند. شعر فرصت عشق‌ورزی و بیان عاشقانه هست.

وی ادامه داد: جوهره مدنیت و تمدن فرهنگ و جوهره فرهنگ تفکرات هست و فرهنگ و تمدن را در طول تاریخ، شعر نگه داشته هست. ایرانیت ما در طول تاریخ به شعر متصل هست و همه جهان ما را به شعر و شاعرانمان می‌شناسند. بخش بزرگی از اتصال ما با جهان از طریق شعر هست.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت: وقتی می‌خواهیم فرهنگ ١٤٠٠ ساله بعد از اسلام را پیدا کنیم، شعر بهترین وسیله هست. عرفان، فلسفه، اخلاق و تربیت و هر چیزی که به حکمت و فرهنگ ایرانی مربوط هست، در شعر جای می‌گیرد. شعر، دایره‌المعارف فرهنگ ایرانی هست.

صالحی با اشاره به این که شعر برای ما سبک زندگی دارد، افزود: با شعر حتی نیایش و پرستش می‌کنیم. در نیمه‌شب‌ها که انسان با نجوا، زمین را به آسمان متصل می‌کند، در کنار مفاتیح و صحیفه و ادعیه، با زبان شعر راهی از زمین به ملکوت می‌گشاید. با شعر جشن و عزا می‌گیریم. شعر ترنم تربیتی ماست و با آن خود را صیقل تربیتی می‌کنیم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار کرد: شعر فرصت عشق‌ورزی و بیان عاشقانه هست. از طبیعت برای شعر الهام می‌گیریم و با شعر به طبیعت کمک می‌کنیم. شعر جولانگاه عشق مادرانه، عشق پاک زن به مرد و مرد به زن هست. همه نجواهای عاشقانه وقتی اوج می‌گیرد، زبان شعر پیدا می‌کند. شعر برای ما نوا و فضای حماسه و مقاومت هست. وقتی برای عزت خود، وجبی از خاک خود را تسلیم نمی‌کنیم، این حماسه را با شعر نشان می‌دهیم و حفظ می‌کنیم. شعر برای همه ما زندگی هست.

دومین محفل شب‌های شعر تهران در قالب برنامه‌های دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، شامگاه پنجشنبه ٢٦ بهمن، با حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسئولان اجرایی جشنواره و جمعی از شاعران پیشکسوت و جوان در تالار محراب برگزار شد.

انتهای پیام

صفحه 8 از 389
»... قبلی 45678910111213 بعدی 203040...«